1آیا اگر دانش آموزی که مشغول به تحصیل در این سیستم آموزشی است، به هر دلیلی دربین راه و یا در پایان مقطع جدا شده و به سیستم سنّتی بپیوندد، دچار مشکل نخواهد شد؟
* پاسخ: طبیعتا خیر، زیرا ماهیت این شیوه به گونه ای است، که دانش آموزان را متّکی به خود ساخته و تا حد امکان در امور مربوط به خود از وابستگی به مرّبی بی نیاز می سازد. در این شیوه دانش آموز می آموزد که خود مسئول کار خویش است و باید برای مسائل مربوط به خود، تصمیم بگیرد. یکی از مسائل مربوط به دانش آموز که می آموزد مسئول آن است، پیگیری مسائل آموزشی خویش است. در کلاس های روش میزان، دانش آموزان بدون تذکّر مرّبیان درس و مشق شان را انجام می دهند، بنابر این سختی کار به دوش خود دانش آموز است. حال اگر این دانش آموز به هر علّتی وارد سیستمی شد که معّلم قرار است به جایش تصمیم بگیرد، نه تنها با مشکل مواجه نخواهد شد، بلکه همچون شخصی که باری از دوشش برداشته شده، راحت تر خواهد بود. چرا که دیگر زحمت برنامه ریزی و تصمیم گیری را به عهده خویش نمی بیند و به راحتی با محیط جدید سازگار خواهد شد (بماند که در روش سنتی در دراز مدّت استقلال را خود را آن گونه که باید پرورش یافته نخواهد دید). موید این ادعا دانش آموزانی هستند که از شیوه جدا شده و به راحتی با محیط آموزشی جدید خود انطباق پیدا کرده اند. البته یکی دیگر از دلایلی که به دانش آموزان روش میزان کمک می کند با محیط جدید زود سازگار شوند، پرورش مهارت حل مسئله در ایشان است که سازگاری با یک محیط جدید، خود یک مسئله جدید برای اوست. از سوی دیگر تجربه نشان داده دانش آموزانی که در میانه مقطع به این شیوه می پیوند، با سختی مقطعی مواجه خواهند بود، چرا که تا دیروز این گونه عادت کرده بودند که دیگران مسئول کارهای شخصی ایشان هستند ولی از امروز همه امورات خود را باید بر دوش بکشند.
2 آیا آزادی زیاد دانش آموزان سبب بی قانونی یا ایجاد مشکلات دیگری نخواهد شد؟
* پاسخ: نخست باید به این نکته اشاره کرد که این شیوه قائل به «آزادی بی حد و حصر» نیست بلکه در این شیوه برای دانش آموزان «آزادی عمل حدّاکثری» تعریف می گردد. توضیح بیشتر اینکه تا جایی که ممکن است و ضرری متوجه جسم و روح دانش آموزان نشده، به ایشان آزادی داده می شود و البته که این آزادی بسیار بسیار بیش از آزادی است که در شیوه سنتی برای دانش آموزان قائلیم. در ادامه باید این نکته را یادآوری کرد که این شیوه صرفا به دنبال تغییر رفتار در دانش آموز نیست بلکه ایجاد شناخت در فرد را هدف گرفته است. اگر شناخت در فرد ایجاد شود قطعا در حالت طبیعی رفتار او را نیز اصلاح خواهد نمود. ولی اگر رفتاری در محیط بسته و با فشار تغییر یابد، پس از اینکه محیط تغییر کند،ممکن است رفتار فرد نیز تغییر کند. سوّمین نکته این که آزادی (اختیار و انتخاب) حق مسلّم انسان و آدمی استو اصولاً سلب آزادی انسان ها جایز نیست، مگر با دلیل شرعی (حجّت عقلی مبتنی بر شرع). خداوند متعال انسان را آزاد آفریده و مختار، پس ما هم در قید زدن به آزادی و محدود کردن انسانها (خصوصاً متربّیان) باید حجّت شرعی از جانب خداوند کریم داشته باشیم. انسان آزاده و مختار می‌تواند مسئولیت تصمیم گیری خود را به عهده بگیرد و پاسخگو باشد. بنابراین با این مقدّمه می توان این گونه نتیجه گرفت که اعطای آزادی عمل حد اکثری به متربی یکی از شروط لازم تربیت است. وامّا مورد سوال مبنی بر بروز بی قانونی را باید از دوجنبه تحلیل کرد. اوّلا: این که قانون چیست؟ آیا قانون این است که کودکان ما همچون یک آدم آهنی صرفا باید به کارهای از پیش تعیین شده دست بزنند؟ آیا حق تردد و گفتگو در کلاس را ندارند. آیا همگی لازم است در لحظه حتما یک کار و یک انتخاب داشته باشند و. . . . اگر این گونه انتظار داشته باشیم شاید در نتیجه گیری خود به این مورد برسیم که آری دانش آموزان بی قانونند. ولی «روش میزان» بی قانونی را در این امور نمی بیند و از ابتدا قوانین غیر ضروری را برای متربیان وضع نمی کند که بیهوده با به پایشان قل و زنجیر بزند. ثانیاً: در همین آزادی است که کودکان می آموزند برای بسیاری از امورشان نیازمند قانون می باشند و به لزوم وجود قانون در زندگی خویش پی می برند. وقتی در مسائل جاری خود با دیگران به نقطه ای می رسند که می بینند برای رسیدن به نتیجه نیازمند وضع قاعده ای مشترک هستند، می فهمند که باید به آن قاعده احترام بگذارند. این امر اگر چه مدّتی متربیان را درگیر کشف قوانین می سازد ولی در نهایت برایشان ماندگاری در پی خواهد داشت ؛ تربیت شدگان در این روش، در برخورد با هر قانونی، بدنبال کشف حکمت یا ضرورت آن خواهند بود، قبل از آنکه به مقابله با آن بپردازند، آنها می دانند که اکثر قوانین وضع شده، مستقیم یا غیرمستقیم برای آنها منفعتی دارد. به همین دلایل است که این شیوه مدّعی است، اعطای آزادی عمل حدّاکثری نه تنها موجب بی قانونی نخواهد شد، بلکه اتفاقا رعایت همین اصل است که قانون مند شدن کودکان را در پی خواهد داشت. البته مشکلات دیگری که در صورت سوال به آن اشاره شده را شاید در سختی کار مربی در هدایت دانش آموزان به سمت قانونمند شدن در عین آزادی بتوان تفسیر کرد .
3 آیا در این شیوه با توجه به این که معّلم فشاری بر دانش آموز نمی آورد، کودکان از درس عقب نمی افتند؟
* پاسخ: درس خواندن و پیشرفت کردن، مسئولیتی است که دانش آموزان روش میزان آن را بر دوش خود احساس می کنند و می آموزند که خود باید پیگیر آن باشند. البته در این شیوه با توجه به لحاظ کردن «اصل اختلافات فردی» حتّی در امور آموزشی و کتب درسی دانش آموزان هم شاهدیم که همه با هم پیش نمی روند و در یک سطح نیستند. دغدغه ای که از این سوال برداشت می شود ناظر به دانش آموزانی است که اگر به حال خود رها باشند تا پایان سال تحصیلی کتب درسی خویش را به انتها نمی رسانند. در توضیح این مسئله باید به این نکته اشاره کرد که اوّلاً اکثر دانش آموزان زمانی که لذّت یادگیری و کشف را می چشند و مانعی برای پیشرفت خود نمی بینند با سرعتی به مراتب بیشتر و با کیفتی به مراتب بالاتر از شیوه سنتی، دروس را می آموزند تا حدّی که بسیاری از دانش آموزان چند ماه قبل از پایان سال تحصیلی کتاب درسی شان را به پایان می رسانند. ثانیاً شاید یک یا چند دانش آموز نیز نیازمند راهنمایی بیشتر و یا اختصاص وقت بیشتر توسط مربّی باشند که این امکان در این شیوه پیش بینی شده است. بنابراین در این شیوه هیچ دانش آموزی از بودجه بندی مصوب آموزش و پرورش عقب نیست در عوض تعداد فراوانی از دانش آموزان این فرصت را به دست می آورند که علاوه مفاهیم مصوب درسی، به تقویت بسیاری از مهارت ها و کسب دانشهای مورد نیاز خود بپردازند که در شیوه های سنتی مجالی برای آن ها نیست. شایان ذکر است مربّیان، با کمک چک لیست های خود، پیشرفت دانش آموزان را در هر کدام از موارد درسی به صورت روزانه (یا حتّی هر ساعت) رصد می کنند و در صورت لزوم، به کمک دانش آموزان آمده و با ایجاد انگیزه و تلاش بیشتر در آنها،سعی در جبران نواقص خواهند کرد.
4 در این شیوه برای کسانی که درس را زودتر تمام می کنند چه برنامه ای پیش بینی شده است؟
* پاسخ: دانش آموزان زیادی در کلاس های روش میزان، بودجه بندی مصوب دروس را زودتر از زمان تعیین شده، با کیفیت بالایی می گذرانند. این دانش آموزان با توجّه به اصول «ملاحظه اختلافات فردی»، «آزادی عمل حداکثری»، «کشف استعدادهای نهفته»، «خلاقیت»، گزینه های مختلفی را پیش روی خویش می بینند که یا مجاز به انتخاب هستند یا به تشخیص مرّبیان به فعالیت های اختصاصی تکمیلی مشغول خواهند شد که برایشان کسب دانشهای ضروری و مهارت های لازم را در پی خواهد داشت. این فعّالیت ها در زمنیه های مختلف توسط مربیان پیش بینی و به خوبی مهندسی شده است 5 ـ در روش میزان اگر کسی نخواست درس بخواند یا لا اقل نخواست مواردی را بیاموزد، چه اتفاقی می افتد؟ * پاسخ: با توجه به اصول آزادی عمل حد اکثری و ملاحظه اختلافات فردی، چرخه دمینگ آموزش طراحی شده که وضعیت دانش آموزان در بخشهای مختلف این چرخه به وضوح معین شده است. البته تعداد دانش آموزانی که نخواهند به امور آموزشی بپردازند بسیار اندک و مخصوصا در پایه های بالاتر نزدیک به صفر است ولی به هر حال در این چرخه برای ایشان پیش بینی های لازم صورت گرفته است. این چرخه بیانگر روندی است که دانش آموزان در مسیر آموزش طی می کنند و هر جا به دو راهی رسیدند مسیر را برایشان مشخص ساخته است. این چرخه باید به دقّت در کار اجرا شود و مربیّان محترم نسبت به رعایت آن کاملا مقیدند.
5 آیا خطرات و صدمات جسمی ناشی از آزادی زیاد در این روش، دانش آموزان را تهدید نمی کند؟
* پاسخ: اصل آزادی عمل حداکثری تا جایی که خطرات جسمی و عاطفی دانش آموزان تهدید نمی کند، به ایشان اجازه می دهد که آنگونه که خود صلاح می‌دانند عمل کنند. در غیر این صورت از جانب مربیان کنترل های لازم اعمال می شود. البته این امر به هیچ عنوان به این معنی نیست که معلمان دائما در حال توبیخ و تذکر دانش آموزان باشند. بسیاری از تذکّرات بی جا، قوانین غیر ضروری و فشارهای بیهوده که در روش های سنتی به دانش آموزان می آید سبب ایجاد تنش و استرس در کودکان شده و آمار صدمات جسمی را افزایش می دهد. همین که دانش آموزان در محیط عاری از استرس و نگرانی زندگی کنند خود سبب کاهش چشمگیر صدمات و خطرات جسمانی ایشان است، خشونت و رفتارهای ناهنجار دانش آموزان کاهش یافته و در مواردی که با دیگران به اخلاف بر می خورند، با آرامش به یک راه حل منطقی می رسند. البته مجددا تاکید می گردد، در موارد اندکی که خطری دانش آموزان را تهدید می کندحضور و دخالت منطقی مربیان اجتناب ناپذیر و لازم است. جالب است بدانید، میزان خشونت و پرخاشگری در دانش آموزان روش میزان در مقایسه با دیگر مدارس غیر دولتی، کاهش چشمگیری داشته است.
6شلوغی و سر و صدای موجود در کلاس تمرکز دانش آموزان را از بین نمی برد؟
* پاسخ: نخست اینکه در کلاس روش میزان معلّم برای انتقال مفاهیم نیازی به تدریس مستقیم ندارد و این خود دانش آموزان هستند که هریک با توجه به شرایط خود مشغول کشف مفاهیم هستند لذا نیازی به شنیدن سخنرانی معلم ندارند که لازم باشد در کلاس سکوت مطلق حکمفرما گردد. همچینن همهمه و سر و صدای کلاس ناشی از فعالیت و رفت و آمد در حدی نیست که گوش را بیازارد و روند طبیعی کار دانش آموزان را با اختلال مواجه سازد. چرا که هر دانش آموز مشغول کار خودش است و با دیگران کار چندانی ندارد. در ضمن هر چه پایه دانش آموزان بالاتر می رود خودبخود آرامش کلاس بیشتر و رفت و آمد در آن کمتر و دانش آموزان متمرکزتر می گردند. نکته ای که نباید از نظر دور باشد این است که بین فضای کلاس و تعداد دانش آموزان حاضر در کلاس نیز باید نسبت معقولی برقرار باشد تا شلوغی و رفت و آمد در کلاس ازار دهنده نباشد. تمرکز در محیط ناآرام، خود مهارتی ارزشمند است که دانش‌آموزان آن را به راحتی کسب می کنند(اگر چه به نظر ما بزرگترها، مشکل می‌نماید)
7 اجرای این شیوه چقدر مبتنی بر امکانات و فضای آموزشی است؟
* پاسخ: یکی از ویژگیهای این شیوه ی آموزشی این است که چندان نیازمند فضا و امکانات خاصی نیست و می توان آن را با حداقل امکانات اجرا نمود. التبه باید مد نظر داشت که حضور مربیان آموزش دیده و ماهر مخصوص این روش از پیش فرض های اجرای این کار است و اگر معلمین آمادگی های اجرای این شیوه ی آموزشی را نداشته باشند این روش محکوم به شکست است. به همین خاطر هم هست که مجموعه ی میزان از گسترش یکباره این شیوه جلوگیری می نماید تا با فراهم ساختن زیرساخت ها در مدارس متقاضی که نوعا به تربیت مربیان بر می گردد، شیوه اجرا شود. و اما ناگفته خود پیداست که هر چه امکانات و فضا بیشتر و البته منطقی تر فراهم شود قاعدتا بازده و حتی جلوه ی کار بالاتر خواهد بود.
8 واقعا چه الزامی دارد که دانش آموزان در این شیوه آموزشی به اعتقادات اسلامی و موازین شرعی مقید شوند؟
* پاسخ: این موضوع از چند منظر می تواند تحلیل شود که به صورت خلاصه باید گفت: منظر اوّل: مصداق مشخصی مانند رعایت موازین شرعی مربوط به منش مجموعه های تربیتی و اولیا و زیر مجموعه هایشان است نه به روش. ممکن است یک مدرسه مسیحی بخواهد با روش میزان پیش برود. در آن مجموعه با رعایت اصول و مبانی این شیوه انتظار بر این است که دانش آموزان با موازین خود آشنا وبه آن ها عامل شوندکمااینکه مجموعه ها ی دیگری هم ممکن جهت گیری متفاوتی داشته باشند. این تفاوت منش با روش است. منظر دوّم: همان گونه که قبلا گفته شده، در این شیوه به دنبال ایجاد شناخت در متربیان هستیم و معتقدیم که اگر شناخت در فرد ایجاد شود به دنبال آن رفتار فرد نیز تغییر کرده و برمبنای شناختش تثبیت می شود. ما در مرحله اوّل دنبال ایجاد رفتار به هر قیمتی در کودکان نیستیم. مثلا هیچ لزومی ندارد پیش از این که یک کودک کلاس اوّلی نسبت به نماز شناخت و بستر لازم را پیدا نکرده نسبت به این موضوع اجبار شود. چرا که شاید سبب دلزدگی از نماز فراهم آید. منظر سوّم: موازین شرعی و آداب دینی در حقیقت رفتاری هستند که از هر مومنی انتظار می رود که آن ها را بروز دهد که معرفی این امور به متربیان خصوصا در سنین کودکی از حساسیت بسیار بالایی برخوردار است که باید هر مورد را با رعایت مقدماتش و در موقع خاص خود انجام داد تا ان شا الله اثر گذار باشد. شاید گاهی اوقات برای علاقمند کردن کودکان به چیزی لازم باشد آنها را به صورت مقطعی از آن مورد منع کرد . منظر چهارم: بر فرض که روشی خاص و تاثیر گذار در مقید کردن افراد به موازین شرعی یافتیم ولی اعتقاد راسخ ما بر این است که ایمان و دینداری افراد صرفا به روش تربیتی آنها بر نگشته بلکه عوامل موثر دیگری در این امر بسیار دخیلند. لقمه حلال، همنشنینی با مومنین، داشتن الگوهای مناسب، دعای خیر پدر و مادر و اطرافیان، و رعایت همین امور توسط اولیا و مربیان و. . . و از همه مهمتر لطف خداوند متعال است که اثر اصلی را در این مورد می گذارد. چگونه می شود پدری یا مادری یا معلّمی خود مبادی به بسیاری از آداب شرعیه اش نباشد ولی از کودک انتظار رعایت این موازین را داشته باشد؟ مگر نه این است که می گویند: « فرزندان ما همانی می شوند که ما هستیم، نه آن چه ما می خواهیم » آخرین منظر: خداوند متعال دو گوهر گرانبها به انسان عطا کرده و بر مبنای آن دو گوهر قیمت آدمی از سایر مخلوقات الهی فراتر رفته است. «عقل» و «اختیار». هنر یک شیوه آموزشی این است که با تقویت تعقل و ایجاد شناخت نسبت به اختیار افراد، کاری کند که خود فرد گنجینه های درون فطرتش را اثاره کرده، نگرشی توحیدی بیابد و در راستای قرب او به موازین شرعیه اش هم مقید شود. هیچ روش آموزشی که سهل است، هیچ پیامبر اولوالعزم الهی نیز تضمین نکرده که هر که تحت تعلیم من قرار گرفت حتما هدایت شده و دیندار می گردد. این در نهایت خود فرد است که با اختیار خود انتخاب خواهد کرد. این است معنی معرکه آزمایش الهی که برای تک تک انسانها عالمی دارد. پس مهمترین وظیفه ی ما تامین محیطی دین مدار و مربّیانی متدین است. در این محیط با توجه به آزادی و انتخاب، مفاهیم و ارزشهای دینی، خیلی بیشتر ماندگار و درونی خواهد شد تا دینداری تصنعی!
9محدودیت هایی که در روش میزان به واسطه نظام آموزش و پرورش ایجاد می گردد چگونه مدیریت می شوند؟
* پاسخ: باید دید منظور از این محدودیت ها چیست. اگر منظور مغایرت این شیوه ی آموزشی با اسناد بالا دستی باشد پاسخش این است که این شیوه نه تنها در تناقض با سند تحول بنیادین آموزش و پرورش نیست بلکه به اذعان مسئولین شورای عالی آموزش و پرورش یکی از روشهای نوین و پیشرو است که با سند تحوّل، تطابق چشمگیری دارد. البته در تدوین و ویرایش جدید کتاب روش میزان که به زودی از آن رونمایی خواهد شد این اشتراکات تبین و مشخص شده اند. اگر منظور محدودیت های اجرایی است که به وجود می آید، برای هر یک با توجه به مورد و موضوع راه حلّی قانونی اتخاذ می گردد. مثلا یکی از ملزومات این روش نیاز به مدت زمان بیشتر برای کشف مفاهیم توسط دانش آموزان است. این امر با افزایش ساعت کاری مدرسه و اختصاص زمان بیشتری نسبت به زمان معمول و مصوب آموزش و پرورش، تا حدی جبران شده است.
10 در این شیوه دانش آموزان تا چه پایه ای نیازمند معلّم نیستند؟
* پاسخ: این شیوه ادعا نکرده که دانش آموزان نیازمند معلّم نیستند. حضور معلّم مجرّب و ماهر در پیشرفت دانش آموزان در این شیوه حیاتی است. البته معلّم در این شیوه، مدرس نیست. بلکه راهنما و ارزیاب است که با دقّت قدم به قدم پیشرفت متربی اش را رصد کرده و در زمان و موقعیت مناسب او را هدایت می‌کند. درست است که دانش آموز خود در مسیر آموزش و تربیت در حرکت است ولی نقش هدایتی معلّم در هر حوزه و مقوله ای بسیار پررنگ است. به این تعبیر هرگز دانش آموزان از معلّم بی نیاز نیستند. و البتّه واضح است،برخلاف آن چه به نظرمی رسد، زحمت معلّمین در این روش، بسیار بیشتر از حالتی است که خود متکلّم وحده هستند. هم باید پیشرفت دانش آموزان را به صورت تک به تک رصد کنند و هم باید برای مرحله ی بعدی هرکدام، برنامه داشته باشند.
11 آیا تفاوت سیاق آموزش در پایه ششم، طرّاحی مدرسه را دچار مشکل نکرده است؟
* پاسخ: خیر، تفاوتی در سیاق آموزش در پایه ششم ابتدایی باسایر پایه ها در این شیوه آموزشی نیست. البته با توجّه به سن و نیازهای متربیان در مقاطع مختلف، مربیان برخوردهای متفاوتی را از خود نشان می دهند ولی اصول و مبانی شیوه در پایه های مختلف تفاوتی ندارند. ولی اگر منظور سبک جدید کتاب ها و مفاهیم درسی پایه ی ششم است باید گفت، اتّفاقاً این نوع نگاه و نگارش کتاب‌های جدید ششم، به مراتب با روش میزان، نزیک تر و هماهنگ تر است.
12 این روش تا کجا و چه مقطعی قابل اجرا است؟
* پاسخ: این روش در راستای ایجاد شناخت و خودکفایی متربیان طراحی شده و طبیعتا انتهایی برایش مفروض نیست. مدارس در حد توان خود چنانچه بتوانند مربّیان مناسب این روش را برای تمامی پایه ها و مقاطع در نظر گرفته و شرایط لازم را مهیّا سازند در تمامی پایه ها و تمامی مقاطع قابل اجرا است. میزان، بسته ی کامل آموزشی ـ پرورشی خود را برای دبستان، دبیرستانی (دوره اوّل و دوّم) تدوین و قابل تعمیم کرده است.14- دانش آموزان ضعیف و یا دچار اختلالات رفتاری در این شیوه چگونه پشتیبانی می شوند؟ * پاسخ: ضعف آموزشی در دانش آموزان علل مختلفی دارد که هر یک را باید بنا به مورد بررسی نمود و طبیعی است که یک نسخه واحد نمی توان برای همه پیشنهاد داد. یکی از قابلیت هایی که در این شیوه نه تنها در سطح شعار بلکه در مرحله عمل بروز کرده است تقید به اصل «ملاحظه اختلافات فردی» است. این اصل مربّی را ملزم می کند که هر دانش آموز را نه در مقایسه با دیگران بلکه در مقایسه با شرایط و توانایی های خودش ببیند و سعی نماید او را در حد توان خودش شکوفا سازد. از آنجایی که هر دانش آموز شرایط ویژه ای دارد لازم است معلّم برای یکایک ایشان برنامه ریزی مجزایی داشته باشد. در این شیوه معلّم یک کلاس n نفره ندارد بلکه n کلاس یک نفره دارد. با این مقدمه روشن می شود که دانش آموزانی که ضعف آموزشی یا اختلالات رفتاری دارند را بر مبنای شرایط فردیشان باید هدایت کرد. البته این امر در چرخه دمینگ آموزش پیش بینی شده است که اگر مراحل مختلف به ترتیب برای دانش آموزی اجرا شد و پاسخ مناسب دریافت نشد، حتّی در مراحلی پشتیبانی کلینیکی نیز پیش بینی شده است.
13چه دانش آموزانی در روش میزان موّفق نیستند؟
* پاسخ: قبل از پاسخ به این سوال لازم است کلمه موفّقیت را تعریف کرد تا به تبع آن بتوان به تعریف دانش آموز موفق یا ناموفق دست یافت. در روش های سنتی به دانش آموزی گفته می شود موفق که لااقل نمره قبولی دروس و کارنامه اش مطابق قوانین به او اجازه رفتن به پایه ی بالاتر را بدهد. در سیستم آموزشی سنتی عملا مهم نیست که آیا دانش آموزی به نهایت توانش رسیده یا نه فقط مهم نمره قبولی و کسب معیارهای عمومی است. در سیستم آموزش سنتی امکان لحاظ کردن اختلافات فردی وجود ندارد چرا که همه با یک شاخص واحد سنجیده می شوند. امّا در روش میزان تعریف دیگری از دانش آموز موفّق یا ناموفّق داریم. موّفقیت یک امر نسبی و شخصی است. فردی در روش میزان موفق تر است که بیشتر توانسته باشد توانایی هایش را شکوفا کند. فارغ از اینکه در پایان سال چه نمره یا درجه علمی را کسب می کند. چه بسیار دانش آموزانی که بالاترین نمره را دریافت می کنند ولی با نهایت توانشان بسیار فاصله دارند و همچنین افراد که در حد توانشان تلاش کرده ولی موفق به کسب حد اقّل قبولی می شوند. این نیز مهم است که موفقیت را فقط در کسب مفاهیم آموزشی و نمره ندانیم. رشد «خلاقیت»، «مهارتهای اجتماعی ـ ارتباطی»، «اعتماد به نفس»، «عزّت نفس»، «شناخت روحی و عاطفی خود»، و. . . نیز در موفّقیت فرد سهمی دارند. برخی از عوامل هم در موفقیت دانش آموزان موثرند. یکی از مهم ترین عواملی که می تواند در موفقیت دانش آموزان در این شیوه و البته هر شیوه ی دیگری نقش داشته باشد، همراهی و همدلی اولیای دانش آموزان با مدرسه و شیوه ی تربیتی آموزشی آن است. اگر خانواده ای نتواند خود را با مدرسه هماهنگ کند قطعا در مسیر پیشرفت فرزندش اختلال ایجاد می کند و بدتر اینکه اولیای دانش آموزان به مخالفت با مدرسه بپردازند. لذا در این شیوه مهم است که اولیا کاملا نسبت به روش آگاه شده و کار را بپذیرند. عامل دیگر، روحیات و مهارت های خود دانش آموز است. دانش آموزی که علی رغم توانایی اش به گونه ای بار آمده که به دیگران وابسته است و در امور شخصی اش بدون اینکه لازم باشد خود را نیازمند کمک دیگران می بیند، تا زمانی که مهارت حل مسائل زندگی اش پیدا نکرده نمی تواند به موفقیت مطلوبی در این شیوه برسد.
14 در این شیوه، دانش آموزان چه زمانی نظم و ترتیب را می آموزند؟
* پاسخ: نظم و ترتیب از جمله واژگان مهمی است که در «تربیت رفتار گرا و سنتی» به گونه ای و در «تربیت شناختی» به گونه ای متفاوت تعبیر می شود. در دیدگاه تربیتی رفتار گرا، هر چه دانش آموز اطاعت پذیر تر، آرام تر، خط کشی شده تر و حرف گوش کن تر و بی دردسر تر باشد، با تربیت تر است. اگر کودکی سر کلاس بنشیند و حرف نزند و به دیگران هم کاری نداشته باشد کودک با نظمی است. از آن کودک بانظم تر کسی است که علاوه بر موارد قبلی دست به سینه و بی حرکت تر نشسته باشد. هر چه معلّم و بزرگترهایش به او گفتند، بدون ذرّه ای تردید و بدون درنگ پس از گفتن کلمه ی «چشم»،آنرا به انجام برساند. چنین کودکی در تربیت رفتارگرا نور علی نور است. طبیعی است که در تربیت رفتار گرا این نیازها و شرایط متربی نیسنتد که چارچوب نظم و ترتیب را برایش مشخص می‌کنند بلکه شاخص عرف و نظر مربّی (و بعضاً راحتی و آسانی مدیران، مربّیان و والدین) است. در دیدگاه رفتار گرا هر چه مربّی خشک تر و سخت گیر تر باشد دانش آموزان هم منظّم تر خواهند شد. این همه فشار و سختی که بر دانش آموازن در روش سنتی وارد می شود که سبب فراری بودن دانش آموزان از مدرسه است، ناشی از همین دیدگاه است. ولی در روش میزان چند اصل وجود دارند که تعریف نظم را نیز شکل می دهند. «اصل ملاحظه تفاوت های فردی»، « اصل آزادی عمل حداکثری»، «اصل مسئولیت پذیری» و. . . به ما می گویند نظمی که از دانش آموز انتظار داریم باید به اندازه توان او باشد و به گونه ای برنامه ریزی شود که او خود به لزوم داشتن آن نظم پی برده و به آن التزام پیدا کند. به عبارت دیگر متربّیان در این روش (به صورت ظاهر) دیرتر منظّم می شوند، امّا نظم و انضباط و احترام به بزرگترها و احترام به قوانین و. . . در آن ها پایدارتر و ماندگار تر می شود. آری، با این مقدمه باید ادّعا کرد متربیان از نخستین گام های حضور در این شیوه، نظم و ترتیب را می آموزند. نظم یعنی اینکه دانش آموز بداند مسئول امور خودش است و به نقطه ای برسد که برای خودش برنامه ریزی کرده و برنامه اش را به خوبی به اجرا برساند. حتّی کلاس اوّلی ها هم در حدّ توان خود و در امور شخصی خود به نظم فوق العاده ای می رسند که چشم های فراوانی بارها و بارها به وجود آن اعتراف کرده اند . ولی با این حال، هر چه سن دانش آموزان بالاتر می رود، در روند طبیعی رشد خود به سکون و آرامش بیشتری می رسند که در مقاطع بالاتر تحصیل، با بسیاری از مولفه های نظم در عرف جامعه منطبق است.
15چگونه بدون تذکّر و یادآوری، دانش آموزان امور شخصی خود را فراموش نمی کنند و آنها را به خوبی انجام می دهند؟
* پاسخ: یکی از اصولی که در این روش دیده شده «اصل درونی کردن انگیزه ها» یا «اصل مسئولیت پذیری» است. با توجّه به این اصل باید به گونه ای عمل شود که دانش آموزان خود را مسئول کارهای خویش ببینند و حتّی المقدور بدون نیاز به انگیزه های بیرونی مانند تشویق و تنبیه و تذکر، پیگیر اموراتشان باشند. تذکرات نابجا و یادآوری های پیاپی به کودکان خود از بزرگترین عوامل فراموش کاری و فرار از مسئولیت در آنها است. برخلاف تصور عموم که لازم است دائما موارد به کودکان گوشزد شود این امر در ایجاد حس مسئولیت پذیری ایشان اختلال ایجاد می کند. تذکّر زیادی از دو جنبه ضرر دارد. اوّل اینکه تذکّر گیرنده نسبت به کسی که به او زیاد تذکّر می دهد ناخواسته موضع می گیرد و در روابط جاری اش با او به مشکل می خورد. در ثانی تذکّرات بیهود به تذّکرگیرنده نا خودآگاه می آموزد که لازم نیست خود پیگیر کارش باشد چرا که دیگری همواره مسائل را به او یادآوری می کند. کودکانی که زیاد تذکّر می گیرند، دچار ضعف اعتماد به نفس شده، به دیگران وابسته می گردند و در عدم حضور اولیایشان از انجام ساده ترین کارها عاجز می مانند. بسیاری اوقات تذّکراتی که به کودکان داده می شود ناشی از انتظارات نابجای بزرگترها یا قواعد غیر ضروری و محدودیت‌های بی‌دلیل است. اگر نسبت به انتظاراتمان در این شیوه به جای تذکّر، از وضع قانون و البته اجرای دقیق آن مطابق قراری که با دانش آموزان گذاشته می شود استفاده می‌گردد. البتّه بر مبنای «اصل آزادی عمل حد اکثری»، این قوانین حدّاقلی هستند و صرفا در صورت لزوم وضع می گردند. ولی دقیق و کامل اجرا می شوند.
16 آیا این شیوه آموزشی فقط مربوط به دبستان است؟
* پاسخ: خیر، این شیوه در حقیقت در 5 حوزه تنظیم شده و یازده اصل را در بر می گیرد که در تمامی مقاطع می‌تواند ساری و جاری باشد. البتّه طبیعی است که درظاهر اجرای کار در سنین مختلف با توجّه به نیازها و شرایط دانش آموزان تفاوت هایی داشته باشد. 19 ـ زیرساخت ها و پیش نیازهای لازم برای اجرای این شیوه در سایر مدارس چیست؟
17 زیرساخت ها و پیش نیازهای لازم برای اجرای این شیوه در سایر مدارس چیست؟
* پاسخ: • اعتقاد قلبی مسئولین و مجریان طرح به سودمند بودن این شیوه. • صبر و حوصله و استقامت در مشکلاتی که در طول اجرای این طرح خصوصا در سال های اوّل با آن مواجه خواهند بود. بالاخره هر تغییر و تحوّلی با مقاومت و نیز مسائل پیش بینی نشده مواجه است. • تربیت مربّیانی که بتوانند این شیوه را اجرا کنند. ترجیحا مربیان جوان انتخاب شوند. این شیوه در مقایسه با شیوه ی سنتی، تعداد بیشتری مربّی می طلبد چرا که کار دانش آموزان نوعا انفرادی پیگیری می گردد. • تغییرات محدودی که لازم است در فضای مدرسه و کلاس اعمال شود که البته هزینه ی چندانی در بر ندارد. • که البته تحمّل این دشواری ها، درمقابل سود و بهره ای که عاید نسل آینده حاصل خواهد شد بسیار ناچیز است.
18ارتباط این روش با سند تحوّل ملّی آموزش و پرورش چیست؟
* پاسخ: سند تحوّل بنیادین آموزش و پرورش به عنوان یک سند بالادستی، اشتراکات فراوانی در اصول و مبانی نظری با روش میزان دارد که در جلساتی که با مسئولین شورای عالی آموزش و پرورش برگزار شده این موارد تبیین گردیده است. با توّجه به اینکه سند تحوّل آموزش و پرورش، همزمان با روش میزان تدوین شده است، در چاپ جدید کتاب روش میزان مبانی مرتبط با سند تحوّل به خوبی بیان گشته که به زودی ارائه خواهد شد . در یک توضیح کلّی اینکه نظرات «کارشناسان سند تحوّل» و نیز «کارشناسان روش میزان» که در مواردی هم افرادواحدی بوده اند، در حوزه های تربیت و اصول وراهکارهای روش اجرایی مشترک است.
19 معلّمینی که در این شیوه کار می کنند چگونه انتخاب شده و چه ویژگی هایی دارند؟
* پاسخ: انتخاب معلّمین در هر مدرسه بر مبنای دو مورد صورت می گیرد، یکی «روش مدرسه» و دیگری «منش مدرسه». منش و سیاستگذاری مسئولین هر مجموعه ی فرهنگی آموزشی، ملاکی است برای انتخاب نیروهای آن مجموعه، که در گزینش نیروهای مدرسه دخیل است. ولی نیروهایی که می خواهند در روش میزان به فعّالیت بپردازند پس از عبور از مرحله‌ی اوّل بایددارای چندین ویژگی باشند که از مهمترین آنها: «شادابی،صبوری، قانونمندی و پذیرش قلبی این مهم که« معلّم باید هدایتگر باشد نه صرفا مدرس و مجری برنامه هایی که هیچ تفکّری در آنها نکرده است». مربیان پس از انتخاب چند سالی را تحت نظر معلّمین باتجربه تر این شیوه به فعّالیت می پردازند و پس از مدّتی خود مسئولیت های سنگین تری را به عهده خواهند گرفت.
20آیا سطح علمی دانش آموزانی که در این شیوه تحصیل می کنند با دانش آموزانی که در سایر مدارس هستند تفاوت دارد؟
* پاسخ: بررسی مقایسه ای اثر بخشی استفاده از روش میزان با روش های متداول آموزشی مدارس غیر انتفاعی شهر تهران که در قالب پژوهشی علمی و در سال 1391 توسط گروه آقای دکتر بهروز نظری (عضو هیات علمی گروه پژوهشی علوم تربیتی جهاد دانشگاهی تهران) صورت پذیرفت بیانگر اختلاف مثبت معنا دار دانش آموزان این شیوه با شیوه سنتی بود. در این پروژه علمی علاوه بر آیتم «پیشرفت تحصیلی»، آیتم های: «خلّاقیت»، «عزت نفس»، «پرخاشگری»، «مهارت های اجتماعی» نیز مورد بررسی قرار گرفتند که نتایج آن بسیار قابل توجه است. یکی از عوامل توفیق این شیوه در ارتقای سطح علمی دانش آموزان، یادگیری اکتشافی مطالب توسط دانش آموزان است و اینکه دانش آموزان در این شیوه از حالت انفعالی خارج شده و کاملا فعّال مباحث را می آموزند. تا مطلبی را کاملا کشف و فهم نکرده باشند نمی‌توانند از آن عبور کنند و به همین سبب ماندگاری مطالب آموخته شده نیز در این شیوه بسیار بالاست.
21 چرا در این شیوه تشویق و تنبیه جایی ندارد؟
* پاسخ: تشویق و تنبیه به عنوان نماد انگیزه های بیرونی، با اصل درونی کردن انگیزه ها که در روش میزان مفروض است در تعارضند. البتّه ممکن است به ندرت و به صورت موردی لازم باشد از این اهرم ها برای مقطعی کوتاه در مورد یک متربی خاص بهره برد ولی این به هیچ وجه به عنوان یک ابزار در این شیوه مورد استفاده قرار نمی گیرند. استفاده از تشویق و تنبیه در روش میزان به مثابه استفاده از دارو با تجویز پزشک متخصص برای بیمار است که به صورت مقطعی ممکن است به آن نیاز داشته باشد. امّا هیچ انسان سالمی در برنامه روزمره زندگی خویش استفاده از داروهای مختلف را نمی گنجاند. دانش‌آموزان به طور معمول برای پیشبرد امور شخصی خویش نیازمند تشویق و تنبیه نمی باشند. به همین جهت است که استفاده از تشویق و تنبیه در این شیوه حداقلی بوده و هدف اصلی بارور کردن انگیزه های درونی دانش آموزان است.
22 آیا این شیوه، نوعی تربیت گل خانه ای نیست؟
* پاسخ: تربیت گل خانه ای، اصطلاحی متداول در مجامع تربیتی است و به مدارسی اشاره دارد که دانش آموزانشان را در شرایطی ویژه و محیطی استریل شده پرورش می دهند که ثمره آن تربیت افرادی است که با فضای واقعی جامعه فاصله دارند. در این محیطها معمولاً مدیران برای متربّیان تصمیم می گیرند، برای رفع مشکلات، بعضا صورت مسئله ها محو می شوند، دانش آموزان در قالب هایی خاص شکل داده می شوند و… کسانی که در این شرایط پرورش یافته اند نوعا پس از دوره تحصیلات، در مواجهه با اجتماع به مشکلات جدی برخورد کرده در حل مسائل جاری زندگی شان به سختی می افتند. تربیت گل خانه ای، تربیتی رفتار گراست که فرد را مجبور به بروز رفتاری خاص در محیطی خاص می نماید که البته در پس این رفتار نوعا شناختی شکل نمی گیرد. بنابراین زمانی که از این محیط خارج می شوند و وارد محیطی دیگر می گردنند رفتارشان نیز تغییر خواهد کرد. مولفه های تربیت گل خانه ای در تعارض جدی با اصول روش میزان است. چرا که در روش میزان افراد می آموزند برای مسائل جاری زندگی راه حل بیابند. می آموزند زمانی که با مسئله ی جدیدی روبرو می شوند، چگونه آن را مدیریت کنند. در روش میزان، دانش آموزان از برخورد با سختی ها و مسائل جاری شان دور نمی شوند که پس از خروج از مدرسه ندانند در شرایط جدید چه باید بکنند. روش میزان نه تنها آفت های تربیت گل خانه ای را ندارد، بلکه به افراد مهارت های زندگی را می آموزد.